close
تبلیغات در اینترنت
میله های قطار
گوشش را گرفته بود و پیاده اش کرد و گفت: بچه این دفعه چهارمه که پیاده ات می کنم. گفتم نمی شه. برو. گریه کرد، التماس کرد ولی فایده نداشت. یواشکی رفته بود. از پنجره، از سقف، هر دفعه هم پیدایش کرده بودند. خلاصه نذاشتن سوار قطار بشود. توی ایستگاه قم مأمور قطار خم شد قطار رو چک کنه... دیده بود…
تاابدبه آن هایی که وقت تشنگی شدیدوبی آبی،قمقمه هاراخاک می کردندتاکمتریادآب بیفتند؛مدیونیم...
درباره ما
سایت اکثرمواقع هرهفته به روزمیشه ******************************** ﺟﺎﯼ " ﺷﻬﯿﺪ ﻋﻠﻤﺪﺍﺭ" ﺧﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﻔﺖ: ﺑﺮﺍﯼ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺩﻋﺎﯼ ﺷﻬﺎﺩﺕ ﮐﻨﯿﺪ . و در آخر دعا کنید شهید شویم که اگر شهید نشویم باید بمیریم. شادی ارواح طیبه شهداصلوات
ورود همسنگرای سایت
نام کاربری :
رمز عبور :

آمار سایت
» آمار کاربران
» افراد آنلاین : 1
» اعضای آنلاین : 0
» تعداد اعضا : 1

» عضو شوید
» ارسال کلمه عبور


» آمار مطالب
» کل مطالب : 70
» کل نظرات : 13

» آمار بازدید
» بازدید امروز : 56 نفر
» باردید دیروز : 0 نفر
» ورودی امروز گوگل : 0
» ورودی گوگل دیروز : 0
» بازدید هفته : 57 نفر
» بازدید ماه : 63 نفر
» بازدید سال : 122 نفر
» بازدید کلی : 1,508 نفر
لینک های ویژه
مطالب اخیر وبگاه

گوشش را گرفته بود و پیاده اش کرد و گفت: بچه این دفعه چهارمه که پیاده ات می کنم. گفتم نمی شه. برو.

گریه کرد، التماس کرد ولی فایده نداشت. یواشکی رفته بود. از پنجره، از سقف، هر دفعه هم پیدایش کرده بودند. خلاصه نذاشتن سوار قطار بشود.

توی ایستگاه قم مأمور قطار خم شد قطار رو چک کنه... دیده بود پسر نوجوانی به میله های قطار آویزان است. با لباس های پاره و دست و پای روغنی و خونی. دیگر دلشان نیامد برش گردانند.



تعداد بازديد : 13
نویسنده پلاک در شنبه 14 شهريور 1394 | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
آرشیو مطالب
پیوندهای وبگاه
چت باکس

نام :
وب :
پیام :
2+3=:
(Refresh)
طراح قالب
ثامن تم